X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 29 مرداد 1392

دیوانه وار

لحظه لحظه می رسد از دور، آوایی به گوش
گشت دنیای وجودم همچو دریا پر خروش
از درون جان می دهم تا ماه هم پر می کشم
رفت افسارش ز دستم خیل افکار چموش
گرچه هر شب عمر من طی می شود با بی کسی
هیچ شب غفلت ندارم لحظه ای از عیش و نوش
فکر ها در گوش با من با چرخشی دیوانه وار
می کند هر یک هزاران داد و بیداد خموش
سالها را می برم از یاد من در لحظه ای
همچو آن مردی که تازه آمده امشب به هوش
گاه من حس می کنم اهریمنی را در خودم
لحظه ای نازل شود از سوی مزدا صد سروش
نا امیدم بین راهم روز ها ثابت گذشت
از دلم لکن ندا آید که در راهش بکوش